الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
299
علل الشرايع ( فارسي )
دهيد مرا از معناى فرموده حق تعالى : * ( ن وَالْقَلَمِ وَما يَسْطُرُونَ ) * و نيز از فرموده جنابش به ابليس : * ( فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ) * و همچنين از اين بيت ( كعبه ) كه چگونه بر خلائق واجب شد به زيارتش بيايند ؟ راوى گفت : امام عليه السّلام به او توجّه نمود و فرمود : پيش از تو احدى از آنچه تو سؤال كردى از من سؤال نكرده ، بدان حق عزّ و جل وقتى به فرشتگان فرمود : من در زمين براى خود خليفه اى قرار دادم تمام آنها از اين كلام به ضجّه و فرياد آمده و گفتند : پروردگارا ، اگر مىخواهى براى خود خليفه اى در زمين قرار دهى او را از ما انتخاب كن كه طاعت و فرمانت را مىبريم . خداوند عليم در جوابشان فرمود : من مىدانم آنچه را كه شما نمىدانيد . فرشتگان پنداشتند اين كلام بارى تعالى ناشى از غضب او است بر ايشان پس به عرش پناه برده و آن را طواف نمودند ، حق جلَّت عظمته امر فرمود به ايشان خانه اى را كه از مرمر بوده و سقفش از ياقوت سرخ و ستونهايش از زبرجد بنا شده طواف كنند ، بيتى كه هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مىشدند و بعد از آن تا وقت معلوم ديگر به آن وارد نگشتند . سپس امام فرمودند : و يوم وقت معلوم روزى است كه در صور يك بار دميده شود و بين دميدن اوّل و دوّم ابليس هلاك مىشود . و امّا نون : عبارت است از نهرى در بهشت كه آبش از برف سفيدتر و از عسل شيرينتر است حق تعالى به اين آب مىفرمايد : مركَّب شو ، پس بلافاصله مركَّب مىگردد ، سپس درختى را با دستش مىكارد ( امام عليه السّلام براى رفع شبهه اى كه براى گروه مشبّهه پيش آمده بلافاصله فرمودند : مقصود از « يد » قوّه و قدرت است نه آن معنايى كه در توهّم گروه مشبّهه مىباشد ) پس از آن به درخت مىفرمايد : قلم شو و به دنبال آن به قلم امر مىفرمايد : بنويس . درختى كه قلم شده عرض مىكند چه بنويسم ؟ حق جلَّت عظمته مىفرمايد : آنچه تا روز قيامت واقع خواهد شد را بنويس . پس قلم به فرمان خدا تمام وقايع را مىنگارد و آن را به نفخ صور و هلاكت ابليس ختم مىكند و بعد خداوند متعال به آن مىفرمايد : تا وقت معلوم البتّه سخن مگو و تكلَّم مكن .